على زمانى قمشه اى
322
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
گاهى از ايشان عباراتى مىپرسيدم كه آقا ! اين عبارت را چطور بايد معنا كرد ؟ ايشان ديكسيونر را مىگرفت . دندان نداشت و چند تا از دندانهايش ريخته بود . اين الفاظ فرانسه را با آن دندانهاى ريختهاش خيلى شيرين و جالب مىخواند . گاهگاهى هم من مختصر تبسّمى مىكردم . تركى خوب مىدانست و تلفظ مىكرد . انگليسىاش خوب بود ؛ امّا نه مثل فرانسهاش . فرانسهاش خيلى قوى بود . عبرى را مىدانست . كتابهاى عبرى را هم داشت . خودش به من گفت كه من عبرى را پيش يك ملّاى يهودى خواندهام . در علوم دينى و فقه و اصول و روايت و تفسير آثار قلمى ، قلم توانايى داشت . فارسى را خيلى سنگين و قوى و فصيح مىنوشت . در رياضيات عالى ، در نجوم ، من بارها اين مطلب را به عرض رساندهام در ميان علماى روحانى ما در عصر خودم بنده كسى را به تبحّر در رياضيات از ايشان بهتر و برتر نديدم . « 1 » اگر آثار قلمى علّامه شعرانى يك جا جمع بشود دائرةالمعارفى خواهد شد . از صفات ايشان اينكه در برابر اساتيدش خيلى خاضع بود و آنان را به بزرگى نام مىبرد و مىفرمود : « كسى كه دربارهء بزرگان دين ، بيان و قلم و روش ناروا داشته باشد ، اوّلين جايزهاى كه از خدا مىگيرد اين است كه از بركات انفاس آنها محروم مىشود . لذا خيلى بزرگان دين را احترام مىكرد . يكى از كتابهاى ايشان ترجمه و شرح كشف المراد است كه خيلى اعتنا به كشف المراد و تجريد جناب خواجه طوسى داشتند و اهتمام ايشان بر اين بود كه طلبه حتما كشف المراد را بخواند ، آشنا شود و به كلام اماميه و فرمايششان اين بود كه الآن تنها كتاب درسى است و بايد باشد و خودشان علاقهء زيادى داشتند و ما را تشويق مىكردند كه بنده خودم در تهران كشف المراد را درس مىگفتم .
--> ( 1 ) . مجلهء نور علم ، شمارهء 50 - 51 ، ص 92 .